تبليغاتX
mahtiti920

mahtiti920

واقعآ مهم ترین اصل زندگی چیه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

آری اینچنین بود برادر

چون مه نو جستمت لیک ز قدر تو کاست
بر در نو دولتان پشت دو تا کردنت

سخت تر از دوریت فاش بگویم که چیست؟

از پی دلداریم رو به قفا کردنت

خیره شدی در گناه رو که در این بارگاه
جرم مکرر بود قصد دعا کردنت

ای چمن آرا بپرس از گل پیمان شکن
در دل بلبل چه بود شور به پا کردنت

رعدی از این ماجرا گر چه دلت شد ملول
درد فزون تر کند چون و چرا کردنت

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 1:35 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

تو کیستی؟

در آغاز هر زندگی ابزار کار و تکه مرمری
برای شکل دادن به ما ارزانی میشود
میتوان دست نخورده در آغاز کشان کشان همراهش برد
می توان تکه تکه اش کرد
 یا اینکه ...

شکوهمندانه تراشش داد...
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 2:48 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

قدر دانی به سبک نیازی

سپاس از کسانی که از من متنفرند
آنها مراتقدیر میکنند
ممنون از کسانی که مرا دوست میدارند
آنان قلب مرا بزرگ میکنند
تشکر از کسانی که مرا ترک میکنند
آنها به من می آ موزند که هیچ چیز تا ابد ماندنی نیست
تشکر از کسانی که با من میمانند
آنان به من معنی واقعیه دوست داشتن را می آموزند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 2:47 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

1 رنگی


...میتوان چون صفر

در تفریق و جمع و ضرب

حاصلی پیوسته یکسان داشت...

فروغ –فرخزاد


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 2:45 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

دستی که به گیسوی تو بردم بردم

این همه مروارید به گیسوانت آویختی...
وچه نادان است انسان که آن هارا ستاره میخواند...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 2:20 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

هرمس

 همه چیز پر از خداست

اما چرا
دستان من وتو

وتلخ تر چشمان من و تو

اینقدر تهیست...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

از دوباره یه فرصت دیگه ----من اییین جااام

در یک رود دوبار نمیتوان پانهاد
زیرا
بار دوم که پا در رود مینهم نه رود همان
رود است ونه من
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

بازم خودت هوای مارو داشته باش

اللهم انی اسئلک بسمک یا الله...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

گزارش ستون پنجمی

ستون پنجم گزارش میدهد:(گزارش 1)
ما فکر میکنیم العان مهم ترین اخبار این است که ما میگوییم و فقط باید به اخبار ما گوش کنید وگر نه هفت جدتونو میآریم جلوی چشتون!!!

1_خبر بمب گذاری در بغداد و کشته شدن مسلمانان بی گناه (در آینده عزا داری میکنیم براشون)

2_دخالت آمریکا در کودتا در هندوراس(ارتباط معنایی رو فهمیدین دیگه؟)

3-خبر های مربوط به افغانستان بورکینا فاسو و کنیاو اینا

4اصلا فکر نکنید هوا پیمایی یا چیزی سقوط کرده و168نفر پودر شدن خودتون میدونید که اینا همون خس و خاشاکی هستند که گفتم به خاطر همینم گفتم که 168 نفر که هیچه بذار168000000000نفرشون بمیرن اصلا هم نیاز نیست عزای عمومی اعلام کنیم (ما همیشه به فکر شاد کردن مردمیم)_خودتون که میدونید_

در همین راستا لازم میدونم که لازم بدونید که به من تسلیت بگین

منم قول میدم نذارم خون شهیده ی حجاب پامال شه

در ضمن گذاشتن هر گونه نظر انتقادی خودتون میدونید که چه پیامد هایی داره ولی منتظر تعریفا و تسلیت هاتون هستم

پایان گزارش 1

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

اعتماد ملُی

پیشنهاد میشود  بین مکالمات تلفنیتان این جملات را بگویید!

_برادرا خسته نباشند!

_آقایون یه لحظه گوشی من میرم آب بخورم و بیام.

_برادرا ببخشین الان ساعت چنده؟

_داداش ما حرفمون طول میکشه یه وقت مزاحم شما نباشیم.

_برادرا یه لحظه گوش نکنین حرفا ناموسیه.

_آقایون شما قضاوت کنین من درست میگم یا رفیقم؟

_برادرا دقت کنن ما العان میخوایم مسیر جنبش رو اعلام کنیم!!!

_داداشا شما که قبض تلفن براتون نمیاد یه زنگ به آقا نتانیاهو بزنین،بگین برنامه ی فر دا چیه؟

_داداشا سرفه میکنن جلو دهنشونو بگیرن.

_برادر من میرم بخوابم،موبایل رو برای صبح زود رو زنگ گذاشتم یه وقت از خواب نپرین!

_برادرا خیلی خوشحال شدم تا فردا!


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط niyaz920  | 

آگهی استخدام

از چند روز دیگه تو این وبلاگ گزارشات ستون پنجمی گذاشته میشه اگه استقبال خوب بشه ازش به یه وبلاگ جدا گانه

تبدیل می شه البته وبلاگ از نوع گروهیش علاقه مندان به فعالیت اطلالع بدن......
+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

رو صبر پیشه کن

وانچه می باید کنون

صبر مردان و دل امید واران بایدش!......
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 11:46 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

همیشه دوست!!!!!

وقتی که با همه هستی و با هیچکس نیستی وقته همه باهاتن ولی تنهایی جز خدا کیو داری؟؟؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

همیشه دوست!!!!!

وقتی که با همه هستی و با هیچکس نیستی وقته همه باهاتن ولی تنهایی جز خدا کیو داری؟؟؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

آینه ی ممتحن

زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم !
 گوش بده عربده را دست منه بر دهنم


چون که من از دست شدم در ره من شیشه منه
ور بنهی پا بنهم هرچه بیابم شکنم

زانکه دلم هر نفسی دنگ خیال تو بود
گر طربی در طربم گر حزنی در حزنم


تلخ کنی تلخ شوم لطف کنی لطف شوم
با تو خوشست ای صنم لب شکر خوش ذقنم


اصل تویی من چه کسم؟-آیینه ای در کف تو
هر چه نمایی بشوم آیینه ی ممتحنم

تو به صفت سرو چمن من به صفت سایه ی تو
چون که شدم سایه ی گل پهلوی گل خیمه زنم

بی تو اگر گل شکنم خار شود در کف من
ور همه خارم ز تو من جمله گل و یاسمنم

دم به دم از خون جگر ساغر خونابه کشم
هر نفسی کوزه ی خود بر در ساقی شکنم

لطف صلاح دل ودین تافت میان دل من
شمع دلست او به جهان من کیم؟او را لگنم

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:18 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

یه شبه دوست

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی


تو بمان و دگران وای به حال دگران.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

اینجا رشت است!

چند وقتیه رو گذر جانبازان افتتاح شده !اما کیه که از روش رد شه؟؟
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

سال نو مبارک

نرم نرمک میرسد اینک بهار.....


                    خوش به حال روزگار........
  
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط niyaz920  | 

خاطره!!؟؟؟؟؟

گفتند یافت نمی شود جسته ایم ما


گفت آنکه یافت می نشود ....آنم آرزوست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 10:22 بعد از ظهر  توسط niyaz920  |